|
روزانه در راهرو دادسرا و دادگاهها مشاهده ميشود که فرد يا افرادي مراجعه کرده و خواهان روشن شدن تکليف خود در برابر خشونتي هستند که بر آنها اعمال شده است.
اين افراد که عموماً با نيت جدايي به مرجع قضايي مراجعه ميکنند، به شيوههاي رفتار همسرانشان نسبت به خود يا فرزندانشان معترضند.
اين موضوع آسيبهاي بسيار جدي به کانون خانواده که بخشي از اجتماع است وارد ميکند. ممکن است آسيب ديدگان بتوانند با سعي بسيار، همسرانشان را براي خشونتي که نسبت به آنها داشتهاند، ببخشند؛ ولي فراموش کردن آن، به ويژه اگر تکرار شود بسيار مشکل و حتي غير ممکن است.
کارشناسان معتقدند، خشونت، رفتاري است که در آن، يک نفر با عمل يا کلام به فرد ديگري حمله ميکند و او را مورد آزار و اذيت جسماني يا رواني قرار ميدهد. آنچه درانجام خشونت بسيارآزار دهنده ميباشد، تحقيري است که نسبت به فرد مقابل صورت ميگيرد.
رابطه سلطه گرانه
رضا علياني، روانشناس در همين رابطه به خبرنگار <مأوي> گفت: وقتي در چارچوب يک ارتباط نزديک ميان 2 فرد، رفتار مرد با زن يا بهعکس، خشونت آميز و سلطه گرانه است، نتيجه آن خشونت خانگي خواهد بود.
وي خاطر نشان کرد: خشونت خانگي ميتواند جسماني، جنسي، رواني يا عاطفي باشد. سوءاستفاده مالي و محدود کردن فرد نيز از جمله مشخصههاي ديگر خشونت خانگي است.
علياني با اظهار اينکه اين رفتار ميتواند عملاً يا فقط با تهديد صورت بگيرد، افزود: پرخاشگري در ميان تمام طبقات اجتماعي، گروههاي سني، نژاد و جنس رخ ميدهد.
به گفته وي، رفتارخشونت وار ميتواند در هر زمان، چه در ابتدا و چه پس از گذشت چند سال از ارتباط ميان 2 نفر، رخ بدهد، چه بسا که کودکان نيز از تأثير منفي خشونت خانگي ، چه در کوتاه مدت و چه در دراز مدت ، درامان نيستند.
به گفته اين روانشناس، تمام اشکال خشونت رواني، اقتصادي، عاطفي و جسماني از قدرت طلبي و سلطه گري فرد آزار رسان ناشي ميشود.
اين روانشناس خاطر نشان کرد: در گزارشهاي مربوط به خشونت در خانواده معمولاً زنان و کودکان به عنوان قربانيان اصلي و مردان به عنوان افراد خاطي قيد ميشوند؛ چون بنابر آمار جهاني حدود 90 درصد از قربانيان خشونت خانگي زنان و حدود 10 درصد مردان هستند.
وي افزود: البته مردان نيز مورد سوءرفتار زنان قرار ميگيرند؛ اما بخش عمده خشونت خانگي، به ويژه موارد مرگ آور و خطرناک آن، از سوي مردان عليه دختران و زنان خانواده صورت ميگيرد.
کبودي و کوفتگي از شايعترين علايم
بر اساس نتايج يک پايان نامه کارشناسي ارشد بهداشت جامعه، کبودي و کوفتگي از شايعترين علايم جسميدر خشونتهاي خانوادگي است.
نتايج پايان نامه فرشته امير مرادي با موضوع <بررسي مـشـکـلات جـسـمـيو رواني زنان مضروب تحت خشونت همسران مراجعه کننده به پزشکي قانوني شهر تهران> که با راهنمايي نسرين سلماني باروق به تحرير درآمده، نشان ميدهد: خشونت و سوءرفتارمردان به همسرانشان يک مسئله اجتماعي بهداشتي است که شدت و تکرار آن در حال افزايش است. در گــذشـتــه ايــن مـوضـوع يـک راز خانوادگي محسوب ميشد؛ ولي بهتازگي زنان آشکار راجع به اين موضوع بحث ميکنند.
در قسمتي ديگر از اين پايان نامه آمـــده اســـت: در بــيــشـتــر مــوارد همسران زنان مضروب افراد 34 - 25 ساله با تحصيلات دبيرستاني و کار آزاد و معتاد به بيش از يک ماده اعتيادآور و ازدواج اول بوده است و ازجمله مهمترين علايم جسمي مربوط به خشونت خانوادگي به ترتيب شامل ؛ کمبودي و کوفتگي، خونريزي، بريدگي، سوختگي، شکستگي، رگ به رگ شدگي، ضربه بر سر، سقط جنين، خونريزي داخلي و پارگي پرده گوش ميباشد و مشکلات رواني زنان مضروب توسط همسرانشان به ترتيب اولويت افسردگي شديد و عزت نفس پايين بوده است.
بـــر اســـاس نــتـــايـــج ايـــن پــايــان نــامــه، نــاکــامــيدوران کودکي،گرايش به فرمانبرداري، دسترسي به ابزار خشونت و روان پريشي از عواملي است که منجر به خشونت ميشود.
در کل هرگونه معيارهايي که بتواند عدم کفايت را بکاهد، فقر را کاهش دهد و کار اجتماعي با ارزش توليد کند که بر اثر آن ارزيابي شخصي افراد را بالا ببرد، احتمال دارد که سطح خـشـونـت را کـم کند و مديران خدمات بهداشتي، درماني با توجه به يافتههاي اين پژوهش ميتوانند دورههاي آموزشي ضمن خدمت به جهت مورديابي و شناخت علايم اين مددجويان را براي پرستاران داير نمايند.
پايين بودن سطح تحصيلات
نـتـايـج يـک پژوهش ديگر نيز نشان ميدهد که بين تحصيلات اکتسابي زنان با همسر آزاري رابطه وجود دارد و پايين بودن سطح تحصيلات زنان با خطر فزاينده خشونت رواني و فيزيکي عليه آنها همراه است.
نتايج اين تحقيق نشان ميدهد: بين تجربه و مشاهده خشونت در خانواده مـــرد، مــيــزان پــايـبـنــدي مــرد بــه اعتقادهاي مذهبي، ميزان دخالت خويشاوندان مرد در زندگي آنها، ميزان رضايت و علاقه زن نسبت به همسر، ميزان سوء ظن مرد نسبت به زن، تعداد فرزندان، پايگاه اقتصادي اجتماعي مرد، اختلالات رواني مرد، تحصيلات زن و اعتياد مرد به مواد مخدر و الکل با ميزان خشونت مردان عليه همسران خويش رابطه معناداري وجود دارد.
براساس نتايج کلي اين پژوهش که با عنوان <عوامل مؤثر بر ميزان خشونت مردان نسبت به زنان در خانواده> انجام شده، اکثر زنان جامعه آماري ازطرف همسرانشان مورد خشونت قرار گرفتهاند که شايع ترين خشونت در بين آنها خشونت روحي و رواني بوده است.
اين پژوهش همچنين نشان ميدهد که بين ميزان تصميم گيري زن در امور مهم زندگي بـا مـيـزان خـشونت مردان عليه زنان خـويـش رابـطـه مـعـنـاداري وجود ندارد.
دکتر سيد هادي معتمدي نـيـــز بـــا انـتـقــاد از مـطــرح کــردن خشونتهاي خانوادگي در روزنامههاي کشور و چاپ عکسهايي در اين زمينه، با اعلام نگراني خود از اين موضوع گفت: در هيچ کجاي دنيا رسم نيست که هر خشونتي را نشان داد؛ چرا که خشونتهاي خانوادگي از موضوعاتي است که بايد در دانشگاهها و بيمارستانها مورد بحث قرار گرفته و براي آن راهکار استخراج کرد.
وي بيان ميکند که طرح شدن خشونتها به صورتي شفاف و در سطح عوام باعث از بينرفتن امنيت اجتماعي و رواني مردم ميشود.
ضعف مهارتهاي ارتباطي
يــــک کــــارشــنــــاس دفــتــــر مــشــــاوره نــيـــز مـــيگـــويـــد: ضعفمهارتهاي ارتباطي مانند نداشتن مهارت ارتباط بر قرار کردن، گفتوگو و حل تعارض يکي از عوامل رايج در ايجاد آسيبهاي خانودگي است.
حسينعلي دهقانزاده اظهار کرد: خشونت خانوادگي در ابعاد مختلف آزارهاي جسمي، رواني، عاطفي و جنسي ديده مـيشـود، بـهطـوري کـه مـسـائل عاطفي،جسميو حتي فـشـارهـاي اقـتصادي در خانواده تحمل ميشوند. پرخاشگري کلامي، توهين آميز صحبت کردن، تحقير آميز صحبت کردن، افراد را مورد آزار و اذيــت روانــي قــرار دادن و بــيتــوجــهــي عــاطـفـي کـردن از نـمـونههاي خشونت خانوادگي است.
وي بــا بـيــان ايــنکـه بـارزتـريـن خشونتها خشونت فيزيکي است، افزود: خشونت فيزيکي عمدتاً از سوي مردان اعمال ميشود و زنان را در معرض خـشـونت قرار ميدهند؛ ولي گاهي هم ديده مـيشـود کـه مردان مورد خشونت قرار گرفته و همسرانشان برخوردهاي فيزيکي با آنان دارند.
اين کارشناس ادامه ميدهد: اختلالات شخصيتي يکي از عوامل خشونت است، به عبارت ديگر شخص آگاهي نسبت به خود ندارد و دست به رفتارهايي ميزند و اطرافيان را مورد آزار و اذيت قرار ميدهد. بيماران خاص رواني مانند افرادي که دچار سوء ظن و بدبيني هستند دست به خشونتهاي فيزيکي ميزنند. همچنين مشکلات مانند افسردگي و مشکلات اقتصادي ميتواند منجر به خشونت شود.
وي تصريح کرد: ضعفمهارتهاي ارتباطي هم يکي از عوامل رايج بهوجود آورنده خشونت است، به طوريکه افراد از مهارتهاي ارتباط بر قرار کردن، گفتوگو کردن و حل تعارض آگاهي ندارند و دست به خشونت ميزنند.
کارشناس مشاوره بيان کرد: زمينههاي خانوادگي هم در ايـجـاد خـشـونـت مـؤثـر اسـت، چـنانچه فرد در خـانـوادهاي بـزرگ شده باشد که والدين او رفتارهاي خشونت آميز داشتهاند، او تمام آن الگوها را ياد گرفته و به خانواده اصـلـي خـود و هـمـسرش انتقال ميدهد.
وي با اشاره به اينکه در بسياري از موارد خشونت دو طرفه و متقابل است، اضافه کرد: ممکن است مردي خشونت فيزيکي داشته باشد؛ ولي قبل از آن خشونت کلامي از طرف زن صورت گرفته باشد، به عبارت ديگر زن و شوهر به خط قرمزهاي يکديگر وارد شده و به خشونت فيزيکي کشيده ميشوند. وي درخصوص درمان خشونتهاي خانوادگي اظهار کرد: اگر ريشههايي از بيماريخاصي در فرد وجود داشته باشد، مسلماً به متخصص وروانپزشک بايد ارجاع شود و مدتي تحت دارو درماني قرار گيرد و در مواردي که ضعف مهارتهاي ارتباطي در فرد ديده شود، مراجعه به روان شناسي، مراکز زوج درماني، مشاور خانواده و کار بر روي مهارتهاي ارتباطي ميتواند خيلي کمک کننده باشد و به زوجين آموزش داده شود.
وي تـصريح ميکند: خشونتهاي عاطفي بايد تحت مداخله روان شناس و مشاور خانواده قرار گيرد و ريشههاي آن بررسي گردد که چرا همسرش را تحت رنجهاي عاطفي قرار ميدهد.
وي افزود: نکته مهم اين است که افرادي که تحت خشونت قرار مـيگـيـرنـد بـايـد آموزش داده شوند، به عنوان مثال خانم يا آقايي سالهاست که تحت خشونت قرار گرفته و تـاکـنـون هـيـچ اقـدامـينـکـرده و به هيچ متخصصي هم مراجعه نکرده و، مشکلش را پنهان کرده است که در اين جا نقش رسانهها بسيار مهم است تا افراد آگاهي پيدا کنند که اگر درصدد رفع مشکل برنيايند، ممکن است در دراز مدت دچار مشکلاتي از قبيل افسردگي، اضطراب، وسواس و... شوند و در نهايت سلامت فرد، خانواده و جامعه به خطر بيفتد.
اين کارشناس يادآوري کرد: 10 تا 15 درصد از مراجعان به مراکز مشاوره خصوصي و دولتي دچار مشکل خشونت هستند که اين امر بيشتر خشونت فيزيکي را شامل ميشود.
همسرکشي
يک قاضي دادگاه کيفري سوء ظن و شک، موارد ناموسي، اخـتلافات خانوادگي و مالي را از عوامل وقوع قتلهاي خانوادگي ميداند و ابراز ميکند: مسائل مالي از جمله مهمترين عللي است که با حل و فصل نشدن بين افراد خانواده منجر به بروز درگيري، شدت يافتن آن و در نهايت وقوع قتل ميشود.
عزيزمحمدي با بيان اين که همسرکشي نسبت به ساير انــواع قـتــلهــاي خــانــوادگــي درصد بيشتري از آمارها را به خـــود اخـتـصــاص داده اســت، ميگويد: پروندههاي بسياري در دادگاه کيفري مورد بررسي قرار ميگيرد و ميتوان گفت که بخش کوچکي از قتلهاي خـــــــانـــــــوادگـــــــي، بـــــــرادر يـــــــا خواهرکشي، پدر يا مادرکشي و امثال آن است و غالب قتلها بـيـــن زن وشـــوهـــرهـــا اتــفــاق ميافتد. با نگاهي اجمالي به مـسـئـلـه خـشونت و قتلهاي خانوادگي ميتوان دريافت که مسائل بسياري در وقوع چنين جــرايـمـيدخـيـل اسـت کـه از مـهـمتـريـن آنها فقر مادي و فـرهنگي است که در غالب بزهکاران پس از ارتکاب جرم مشاهده ميشود.
امنيت اجتماعي
يک استاد دانشگاه علوم پزشکي و خدمات بهداشتي و درماني بيان کرد: آسيب هايي که خانواده را مورد تهديد قرار ميدهد و افزايش روزافزون خشونتهاي خانوادگي، امنيت اجتماعي را مختل ميکند.
دکتر حميدرضا فرخ اسلاملو افزود: زنان مهمترين گروه در معرض خطر تمام جوامع در دنيا هستند و دليل اين امر زن بودن افراد نيست؛ بلکه جايگاه اجتماعي زنان و شرايط اقتصادي و اجتماعي جوامع براي زنان مشکلساز است ودر حال حاضر وضعيت سلامت زنان ايراني نيز در شأن شهروندان يک کشور اسلاميو توسعه يافته نيست.
وي در ادامه به نتايج يک بررسي در رابطه با خشونت جسميعليه زنان در مراجعان به پزشکي قانوني اشاره و اضافه کرد: در اين بررسي 4/77 درصد از موارد براي بار سوم يا بيشتر مورد خشونت جسمي قرار گرفته بودند و 8/15 درصد براي بار سوم يا بيشتر شکايت کردهاند.
فرخ اسلاملو اضافه کرد: در اين بررسي مشخص شد که 80 درصد از زنان مراجعه کننده در يکسال اول زندگي مشترک و 24 درصد در3ماه اول زندگي مشترک اولين تجربه خشونت را داشتهاند.
وي با اشاره به عوامل اصلي خشونت جسميعليه زنان در اين بررسي گفت: سن کم زنان، داشتن سواد ديپلم و بالاتر در زنان و شوهرانشان، شاغل بودن زنان در خارج از منزل، بيکار و نيز کارمند بودن شوهران و عدم آشنايي قبلي زوجين و ارتباطهاي فاميلي از اصلي ترين دلايل خشونت در اين بررسي است.
وي گفت: درحال حاضر جوانان بدون آگاهي و مهارت کافي براي زندگي مشترک ازدواج ميکنند و همين امر يکي از دلايل اصلي اختلاف و درگيري در خانوادههاست.
فرخاسلاملو در ادامه به ديگر علل شايع اختلاف و درگيري در خانوادهها اشاره و انـحـراف اخـلاقـي، عـدم تـفـاهـم، دخــالـت بـيـجـاي اطرافيان، اختلافات فرهنگي و مشکلات اقتصادي را از جمله اين عوامل برشمرد.
اين عضو هيئت علميدانشگاه بر آگاه سازي جامعه تأکيد و به نقش رسانهها در زمينه آموزش همگاني براي کاهش خشونت در خانواده اشاره و اضافه کرد: آموزش جوانان در آستانه ازدواج به ويژه دختران در زمينه آشنايي با مهارتهاي زندگي و روشهاي مقابله و حل مسائل زناشويي، آموزش زنان در جهت آشنايي با حقوق قانوني خود، تبليغات گسترده جهت جلوه دادن زشتي و غير انساني بودن پديده همسرآزاري در جامعه، تدوين قوانين کارآمد جديد جهت مقابله با خشونت عليه زنان، اصلاح قوانين موجود، اجراي مناسب مجازات کيفري براي عاملان خشونت عليه زنان و راهاندازي مراکز حمايتي و نگهداري موقت و درازمدت جهت حمايت از زنان در کاهش خشونتها عليه زنان مؤثر است.
جعفر شريعتي |