شايد احساس کنيدرفتار کودک شما نرمال است، اما رفتار کاملا مثبتي نيست. بنابراين آيا بايد اقدامي انجام دهيد؟ براي گذراندن مراحل سخت در فهميدن «نرمال» بودن رفتار کودک و تحمل آن،خطمشيهايي نيز وجود دارند.
اگر بدانيد چطوررفتاري را که به طبع ناراحت منتهي ميشود، هدايت کنيد، ميتوانيد الگوهاي احساس بيماري و ناراحتي و بيياوري را نيز تغيير دهيد؛ حسي که هم کودکان و هم والدين تجربه ميکنند.
چگونگي رشد و نمو، از تولد تا دوازده سالگي
اگر بدانيد در هر مرحله از رشد و پيشرفت کودک، چه چيز انتظار شما را ميکشد، آسانتر ميتوانيد تشخيص دهيد که آيارفتار کودکتان «نرمال» است يا نه. دانستن آنچه در آينده پيش ميآيد، به تجربه ميتواند به والدين کمک کند تا با مشکلات و مسايل مربوط به هرسن کنارميآيند.
اگر رفتار کودک نرمال است، چرا تحمل آن مشکل به نظرميآيد؟
شايداحساس کنيد رفتار کودک شما نرمال است، اما رفتار کاملا مثبتي نيست. بنابراين آيابايد اقدامي انجام دهيد؟ براي گذراندن مراحل سخت در فهميدن «نرمال» بودن رفتار کودک و تحمل آن، خطمشيهايي نيز وجود دارند.
-اهميت ايجادمحدوديت
ايجادمحدوديت شايد سخت باشد، اما پدر و مادر بودن نيز وظيفه آساني نيست. والدين بايدبراي رفتار فرزندانشان حدودي مشخص کنند. هيچکس ديگري به جز والدين نميتواند باچنين محبت و تاثيرگذاري و نگرانياي، به رفتار کودک انضباط بدهد.
-استفاده از اعتبار منطقي و طبيعي براي آموزش دادن
والدين بايد بدانند هر کودکي نتيجه رفتار خودش را تجربه ميکند، نه ديگري. تنبيه کاري از پيش نميبرد، اما انضباط،چرا! از آنجايي که عمل و نتيجه مستقيما در ارتباطند، والدين ميتوانند ابزار ياموقعيتي فراهم آورند تا کودک بياموزد در برابر هر عملي، چه نتيجهاي در انتظاراوست.
-پيشنهاد ، به جاي دستور
»فقط همين کار را انجام بده!» بله، براي والدين رياست و دستور دادن، سريعترين راهحل و روش است، اما با اين حال، دستور دادن کاري را پيش نميبرد، فقط مشکلات وقتگير ميآفريند و بچهها را از اين شانس که تصميمگيري را ياد بگيرند، محروم ميکند. روشهاي بهتري هم وجوددارند.
-بايد و نبايد، هنگام دعواي بچهها:
وقتي قرار است کودک شما با خواهر يا برادرش، همکاري و زندگي اجتماعي را فرا بگيرد، شايد کمي برايش غيرقابل قبول باشد، البته براي هردوي آنها. در نتيجه ممکن است به دلايل مشترک دعوا کنند، پرخاش و بحث کنند و درگيرشوند. روشهايي هم براي حل کشمکشهاي خواهر و برادري وجوددارند.
- توقف بحث
بحث وجدلهاي کودکان دو دستهاند: بحثي که در پي درخواست پدر يا مادر پيش ميآيد و بحثي که به دنبال درخواست کودک (فرزند) اتفاق ميافتد. قبل از هر چيز براي توقف مجادله وبحث، دليل آن را بيابيد.
- تهديد توخالي و پيشنهاد پوشالي؛ دو اشتباه بزرگ
والدين هم ممکن است گاهي مضحکترين حرفها را بزنند. بسياري از ما شايد براي يکبار هم اين اشتباه را کرده باشيم که از حقههاي توخالي استفاده کنيم و يا پيشنهاد پوشالي بدهيم. در اين صورت شانس تشويق کودک و القاي روحيه همکاري به او را از دست ميدهيم.
- اقتدار والدين؛ کاهش درگيري
نحوه حرف زدن شما و هدفمندي آن است که اقتدار وجديت را به کودک انتقال ميدهد. تسليم شدن در مقابل پريشاني و تقلاي کودک، نتيجه خوبي نخواهد داشت. به عنوان پدر و مادر، گاهي بايد خيلي پرطاقت باشيد.
- مدير باشيد، نه ديکتاتور
اگر سعي کنيد با زور و اجبار کودکتان را مجبور به اطاعت و فرمانبرداري کنيد، حتما شکست ميخوريد. به جاي اين که به وظيفهتان ماننديک ديکتاتور نگاه کنيد، به ياد داشته باشيد با وظيفه والدين مانند يک مسئله مديريتي کنار بياييد. در اين صورت زندگي روزمره خانوادهتان هميشه درگير کشمکش نخواهدبود.
- بيش از حد مهرباني نکنيد
بچهها طبق غريزه، اين توانايي را دارند که براي خلاصي از نتيجه کارشان،خواهش و التماس کنند. شايد سادهدلانه فکر کنيد هرگز کار قبلي را دوباره انجام نميدهند، اما انجام ميدهند! اگر به راحتي در برابر درخواست ملتمسانه کودک، نرم شويد، همه نفوذ و تاثيرتان از دست ميرود.
- مفهوم «اطاعت» را روشن کنيد
آيا ما واقعاً از بچهها اطاعت کورکورانه ميخواهيم؟ بچهها آنقدر کنجکاو و زرنگ هستند که با گفتن يک کلمه «چرا؟» انتظار توضيح داشته باشند. آنها ميخواهند قوانين و دستوراتي را که بايد رعايت کنند، درک کنند. و البته اين راهحل خوبيست تا خودشان محدوديتها و بايد و نبايدهارا در نظر داشته باشند.